حضرت محمد(ص) : دوست داشتن وطن ازایمان است

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۰ ثبت شده است

تفاوت بین جن ، دیو و پری(به نقل ازتالارگفتگوی هم میهن)

 

 
جن ها همه جا هستند 

یکی از موجودات نادیدنی جن است. جهان ما برای جن قابل رویت و لمس است ولی جهان جن برای ما انسانها قابل رویت و لمس نیست این موجودات بر سه قسم پری و جن و دیو تقسیم می شوند که در عرض هم و از مخلوقات کره زمین هستند :
1 - دیوها پست ترین نژاد خاکستری رنگ و خشن اند و چشمانشان حد وسط افقی و عمودی
 
 است.
 
 

2 - جن ها نژاد متوسط و مثل آتش سرخ رنگ هستند و چشمانشان عمودی است و پاهایشان
 کوتاه و گرد است چیزی شبیه سم نه اینکه سم واقعی باشد.
 

3 - پری نسبت به آن دو از نظر خلقت برتری دارد و پری ها سفید و بسیار زیبا هستند مثل انسانهای سفید پوست چشمشان مثل چشم انسان افقی است . هیکل و شباهت آنها تقریبا به اندازه انسان است با این تفاوت که دیوها ( غولها ) کمی درشت تر و جن ها کمی ریزتر از انسانها هستند و شکل کلی شان مثل انسان است و دو چشم و دو گوش و دهان و ... دارند.

 

 

 

دیو و جن و پری از هم جدا هستند داخل یک دیگر می شوند ولی کاری به کار هم ندارند و بین آنها جنگ و درگیری رخ نمی دهد.
جنیان غذا می خورند استخوان و ضایعات , غذای جنیان است و ممکن است از خوردنیها و آشامیدنیهای دیگری هم استفاده نمایند. ازدواج هم دارند و به صورت خانوادگی زندگی می کنند و جا و مکان برایشان مطرح نیست نر و ماده دارند , جفت گیری می کنند و مدت بارداری کمتر از انسان دارند و معمولا از هر شکم بیشتر از یک بچه متولد نمی شود .
وضع حمل آن ها آسانتر از بشر است رشد بچه سریعتر و بلوغ هم دارند و ولدشان مثل انسان زیاد نیست طول عمرشان بیشتر از آدمی است مرگ دارند , جسمشان فنا می شود و احتیاج به قبرستان ندارند.
سرما و گرما و درد ندارند اما لذت و خوشی و ناخوشی دارند , الفت خانوادگی و خارجی با هم دارند , کار و شغل ندارند .
اکثر حیوانات و جانوران آنها را می بینند و برایشان عادی است از این رو به آنها حمله نمی کنند و می توانند خود را به صورت انسان و غیر انسان در آورند آنها پدیده های بسیار لطیفی هستند و توان انبساط و انقباض خویش را دارند و در حالت عادی در حال انبساطند لذا دیده نمی شوند ولی اگر منقبض شوند می توان آنها را دید از آنها می شود عکس گرفت به شرطی که به این کار راضی باشند.
جنیان می توانند از در و پنجره بسته عبور کنند هرجا که هوا بتواند عبور کند جن ها هم می توانند عبور کنند آنها مثل امواج رادیو می توانند از شکاف درهای بسته و از هر منفذی بگذرند .
به علت نداشتن عنصر خاکی قوه طی الارض دارند و در آن واحد می توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند چون همیشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهای ما آشنایی دارند معایبی دارند بدتر از بشر ولی معایبی که انسان دارد آنها ندارند روزی که خداوند انسان را خلق کرد فاصله ای بین جنیان و بشر قرار داد که جنیان بدون اذن خدا اجازه نزدیک شدن و آسیب رساندن به آدمیان را ندارند و اصولا اعمال زشت انسان سبب صدمه به خود آنها می شود و جنیان از طرف خداوند اجازه و اذن اذیت کردن می یابند.
هوششان بسیار زیاد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آینده و گذشته انسان را نمی دانند و قوه خلاقه ندارند و هر چه ذاتی و همان است که در خلقتشان گذاشته شده است . تا به حال چیزی اختراع نکرده اند.
حکم فقهی تزوج انسان با جنیان این است که علما در این باره اختلاف نموده اند عده ای گفته اند : جایز نیست زیرا ختلاف جنسی موجب امتناع است و بعضی دیگر گفته اند : ان النهی عن نکاح الجن )) پیامبر نکاح جن را نهی نموده که این نهی شامل کراهت هم می شود . بعضی از مشاهیر علمای اهل بیت و جماعت می گویند : با بودن شرایط نکاح بین جن و انس ازدواج مانع ندارد و جایز است.
جن ها دارای روح و نفس هستند و از بین خودشان پیامبر ندارند و بایستی از دستورات پیامبر آدمیان پیروی کنند چنانکه عده ای از آنها به حضرت مسیح گرویدند و عده ای دیگر به حضرت محمد ( ص ) و بعضی از آنها از دستورات خداوند سرپیچی می کنند آنها هم خوب و بد , ظالم و مومن دارند . دارای مذاهب گوناگونند .
عبادتشان طبق همان عقیده ی دینی است که دارند , مثلا جن های مسلمان نماز می خوانند و روزه می گیرند و وظیفه دارند تمام آداب را بجا آورند به خدمت پیامبر و ائمه هدا می رسند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را می پرسند . سعد اسکاف می گوید : به منزل امام باقر ( ع ) رفتم ... اشخاصی از اتاق امام خارج شدند که مانند ملخهای زرد بودند و پوستین در تن داشتند و از زیادی عبادت لاغر شده بودند ... امام فرمود آنها برادران تو از طایفه جن هستند که به خدمت ما می آیند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را از ما می پرسند.
سدیر صیرفی نقل می کند : امام باقر در مدینه به من سفارشهایی فرمود , از مدینه بیرون رفتم... بعد از آنکه امام باقر ( ع ) به مکه آمدند به حضرتش عرض کردم فدایت شوم مردی نامه شما را آورد که مهرش خشک نشده بود فرمود : ای سدیر ما خدمتکارانی از جن داریم چون خواهیم کاری به فوریت انجام پذیر آن ها را می فرستیم.
خداوند احضار جن و روح را تحریم کرده و آن را از گناهان کبیره می شمارد زیرا انسان را از راه حقیقت دور کرده و به عیادت شیطان وادار می کند و سرانجام او را تباه خواهد ساخت. قرآن راجع به تسخیر جن و شیطان تنها از حضرت سلیمان یاد می کند که در سوره انبیاء آیه 82 آمده است (( برخی از شیطانها برای حضرت سلیمان غواصی می کردند و کارهای دیگری جز این انجام می دادند و ما نگهبان آنها بودیم )).
از این آیه فهمیده می شود جن هایی که در تسخیر سلیمان بوده اند از نوع جن های شریر و بد بوده اند .
جن مثل انسان دو نوع است : مومن و کافر , که مومنان از جن را شیطان نمی گویند ولی به کافران آنها اطلاق شیطان شده است .
برای دور کردن جن و شیطان باید به خدا توسل جست . جن به محض شنیدن ذکر ورد فرار می کند . وقتی (( بسم الله )) گفته شود اثر بد جنهای کافر خنثی می شود ذکر (( بسم الله )) در دفع و دور کردن شیطان و جن موثر است .
از امام صادق ( ع ) منقول است : هر کس معوذتین ( سوره های ناس و فلق ) را بسیار بخواند از وسواس و شر جن و انس محفوظ بماند .
از آن حضرت نقل است کسی که سوره جن را تلاوت نماید در زندگی دنیا هرگز آسیبی از جن و انس به او نرسد و مورد سحر و کید آنها واقع نشود .
آیه 59 سوره مریم را اگر بنویسند و بشویند و بر جن زده و مصروع بخورانند و یا به بازویش ببندند شفا می یابد .
(( بسم الله الرحمن الرحیم . فخلف من بعدهم خلف اضاعو الصواه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا ))
از حضرت علی ( ع ) منقول است هر که در سفر راه را گم کند فریاد کند (( یا صالح اغثنی یا بقول امام باقر (ع ) بگوید : یا صالح ارشدو نا الی الطریق رحمکم الله )) یعنی یا صالح ما را به راه برسان رحمت خدا بر تو باد بدرستیکه از برادران شما از جنیان شخصی است که صالح نام دارد از برای خدا در شهرها می گردد چون صدای شما را بشنود جواب گوید و راهنمایی نماید.
راوی می گوید : ما در سفری راه را گم کردیم و شخصی از ما دور شد و فریاد زد به نحوی که مذکور شد سپس برگشت و گفت صدای آهسته شنیدم که راه از جانب راست است.
فرق فرشته با جن:
ملائکه عطر و بوی خوش و پاکیزگی وضو و غسل را دوست دارند و هر جا بوی خوش باشد متوجه آنها می شوند و از ظلمت و جای متعفن بدشان می آید ولی شیاطین و اجانین جاهای تاریک و محل های متعفن را دوست دارند و در گلخن حمام و جاهای کثیف جن فراوان است .
_ جایی که معصیت شود فرشته وارد نمی شود ولی جن در آن جا زیاد و فراوان است.
_ در خانه ای که سگ باشد فرشته گریزان است ولی جن به آن خانه وارد می شود.
_ در جایی که مجسمه و عکس صاحب روح باشد فرشته وارد نمی شود ولی جن داخل می گردد.
_ در اتاقی که جنب و حایض باشد فرشته وارد نمی شود.
_ در خانه ای که آلات موسیقی باشد فرشته داخل نمی شود.
_ ملائکه لباس سفید , قرائت قرآن و منزل امام و ولی خدا را دوست دارند.
_ جن ها از سخن چینی مسرور و خوشحال می شوند.
_ فرشتگان از زنهای محجبه مسرور و شاد می گردند و منازلی که چنین زنهایی دارند جن از خانه بیرون می رود.
_ جن به زنهای بدون مقنعه و روسری اگر چه در منزل باشند علاقه دارد البته اصناف کفار از جن.
_ ملائکه از موجودات عالم بالا و عالم ملکوت می باشند و جن ها از موجودات عالم پائین هستند.
_ جنس ملائکه از نور است ولی جنس جن از آتش خالص است.
_ فرشتگان غذا نمی خورند و ازدواج هم نمی کنند ولی جنیان هم غذا می خورند و هم ازدواج می کنند.
_ جن ذریه دارد ولی ملائکه ذریه ندارند.
_ ملائکه گناه و تخلف امر پروردگار را نمی کنند بخلاف جن که گناه و تخلف از امر الهی می کنند.
_ فرشتگان مرگ , شرک و رفتن به جهنم ندارند ولی جن ها مرگ دارند شرک دارند و ستم کاران آنها به جهنم می روند.
_ شیطان و جن دشمن انسان و بشر بوده و هستند ولی ملائکه نه تنها دشمن انسان نبوده بلکه بر آدمیان استغفار می کنند و از درگاه پروردگار حکیم طلب آمرزش برای آنان می کنند. 
آمدن زعفر جنی به کربلا
زعفر جنی بساط نشاط و شادی گسترانیده و مجلس عیش و عروسی برای خود فراهم آورده بود . سلاطین جن و پری را دعوت کرد , ناگاه از زیر تخت خود صدای گریه بلند دو نفر جن راشنید که بسیار حزین و سوزناک گریه می کردند . زعفر گفت: چه وقت گریه است در هنگام خوشحالی من شما گریه می کنید؟!
گفتند: ای امیر چون تو ما را مامور کردی که جهت امری به شهر برویم عبور ما به قاضریه و نینوا افتاد , دیدیم دران صحرا لشگر بزرگی آماده قتال و جنگ هستند و حسین بن علی ( ع ) یعنی پسر همان بزرگواری که ما بدست او مسلمان شدیم , یکه و تنها ایستاده و تمام یاران و اعوان و انصارش کشته شده اند و خود آن حضرت به نیزه بی کسی تکیه نموده است و دم به دم راست و چپ را نگاه می کند و گاهی می فرماید( هل من ناصر ینصرنی )) آیا کسی هست که به من کمک کند و شنیدیم اهل و عیال او صدای العطش به آسمان بلند کرده بودند فورا خود را نزد تو رساندیم تا تو را از ماجرا آگاه نماییم اگر ادعای مسلمانی می کنی قد مردانگی علم کن که الان پسر پیامبر را نامسلمانان می کشند. زعفر تا این سخن شنید تاج شاهی بر زمین زد لباس دامادی را از تنش در آورد, لباس جنگ پوشید , طوایف جن را با حربه های آتشی برداشت و به کربلا آورد . زعفر نقل کرده : وقتی که وارد زمین کربلا شدم لشکر چهار فرسخ تا چهار فرسخ گرفته بود از زمین تا آسمان صفهایی از اجنه و ملائکه و کروبین, جبرئیل , مکائیل , اسرافیل , هر یکی با چند هزار ملائکه , ارواح و بیست و چهار هزار پیامبر , لکن حضرت مقابل لشگر ایستاده و به هیچ کس اعتنا نمی کرد.

آه از آن روز که در دشت بلا غوغا بود
شورش روز قیامت در زمین بر پا بود
خصم چون دایره گرد حرم شاه شهید 
در دل دایره چون نقطه پا برجا بود
انبیاء و رسل جن و ملایک هر یک
جان به کف در بر شه منتظر ایما بود

ناگاه دیدم آقا سر غریبی از نیزه بی کسی بلند کرد و اشاره فرمود زعفر بیا , دیدم همه ملائکه متوجه من شدند 

 

به حضورش رفته و رکاب بوسیدم و فرمود کجا بودی زعفر؟ عرض کردم قربانت شوم مجلس عیش داشتم به من خبر رسید و بی درنگ با سی و شش هزار جن به یاری شما آمدم حضرت فرمود: زعفر زحمت کشیدی شما جن و پری از آدمیزاد با وفاتر هستید خدا و پیامبر از تو راضی باشد هر چه اصرار کردم اجازه جهاد نداد و فرمود: شما آنها را می بینید آن ها شما را نمی بینند عرض کردم ما هم به صورت انسان ظاهر می شویم اگر کشته شدیم شهید می شویم فرمود : زعفر من از زندگی دنیا دل آزرده هستم.
در کهنه دیر دنیای فانی 
هرگز کس نماند جاودانی
من زنده باشم در سن پیری
اکبر بمیرد در نوجوانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز صبوری

نگاهی کوتاه به کتاب «اشک سبلان»

 

 

تقدیم به آنانکه رنج می­برند و تلاش می­کنند تا مداد زندگی بر محور عدالت بچرخد.

اشک سبلان رمانیست خیالی که شباهت بسیار مناسب و زیادی با واقعیت دارد. کسانیکه مختصر مطالعه­ای و اطلاعاتی از تاریخ آذربایجان دارند به وضوع این شباهت را درک می­کنند.

شروع خیالی و آغاز رویایی این رمان طولانی در حوالی سبلان بزرگ و حومه­ی اردبیل اتفاق می­افتد و در اصل رمان تا حرکت توده­ی مردم در جهت عدالت طلبی و عدالت گستری و در اختیار گرفتن حق و حقوق مسلم خود برابر استبداد محلی و استبداد دولتی شاهنشاهی به سوی جریانات بسیار پیچیده و دردناکی که نویسنده به طرز جالب و کاملاً واقعی بیان می­دارد حرکت می­کند.

 

 

متن اصلی رمان بیشتر در مورد سرنوشت یک خانواده و فرزندشان الیاس که تا حدودی شخصیت اصلی رمان را داراست می­باشد.

 

الیاس شخصی است عدالت جو، عدالت­گستر و مردم دوست، که کاملاً مورد احترام دهقانان و روستائیان می­باشد و به جهت مدیریت در تقسیم اراضی منطقه آنقدر در دل مردم منطقه برای خود جا باز می­کند که ستودنی و غیر قابل توصیف است. مردمی که سالیان سالیان مثل یک کارگر شبانه روز بر روی مزارع کار میکرده­اند و عایدی نداشته­اند چون رعیت محسوب می­شده­اند و در استبداد فئودالیته محلی بوده­اند و حق هیچگونه حرف و اعتراضی نداشته­اند در سایه­ی الیاس و مدیریت ایشان صاحب زمین شده و سر از استبداد و قدرت ناپالش زودوده­اند طوری به سیستم حاکم و الیاس علاقه­مند می­شوند که نویسنده آنرا با قلمی شیوا و به طوری شیرین و لذت بخش استادانه بیان میدارد.

مبارزه الیاس با استبداد، مورد علاقه خانواده و اطرافیان و حتی گاهاً مخالفانش قرار می­گیرد و در ادامه رمان همچنانکه هر خواننده­ای متوجه می­شود اعضای خانواده وچندی از مخالفین الیاس به مسیر مقدس و مردم دوستی الیاس اظهار علاقه می­نمایند و آرام آرام به سوی مبارزه کشیده می­شوند.

پیروزی دوباره استبداد و حاکمیت دوباره آنها رشته­ی این عدالت دوستی و عدالت گستری را به طور موقت از هم می­پاشد و بدنه اصلی سیستم مبارزه شدیداً مورد خطر و فروپاشی قرار می­گیرد و الیاس توسط یکی از مخالفان قبلی خود که در حق او انسانیت به خرج داده بود به طور معجزه­آسا از مرگ نجات می­یابد و توسط همان خانواده نیز مورد تداوی قرار می­گیرد.

همدوشی و هماهنگی الیاس و مبارزه­ی مخفی او بطور همه گیر ولی با احتیاط تمام از سوی اطرافیانش مورد قبول واقع شده و تشکل یک فعالیت مخفی جهت مبارزه علیه استبداد آغاز می­شود. ولی گفتنی و مورد توجه است که این مبارزه به مدت طولانی نقش آگاهی آفرینی و بیداری توده را بازی می­کند و در حین سالیان متمادی که مبارزه به صورت کاملاً مدنی و سیاسی ادامه می­یابد نقش و تأثیر آن به صورت آشکار در توده بروز کرده و تأثیر روزمره خود را که در قلب توده ریشه دوانده و مبارزه را رنگین­تر و پربارتر کرده نشان می­دهد.

یک بعد بسیار ارزشمند این رمان تاریخی این است که زنان و فعالیت بسیار موثر و دقیق آنان را در مبارزات سیاسی همگام با مردان کارآزموده به تصویر می­کشد و چنان شخصیتی از زن مبارز به وجود می­آورد که سالیان سال کل نیرو، قوه، حرکت و سیاست گذاری مبارزه را به او می­سپارد و زن مبارز به خوبی و به نحو احسن از عهده مبارزه برمی­آید و بدون آنکه آن را از مسیر اصلی خارج کند ادامه می­دهد و روز به روز بر قدرت مبارزه ، نیرو و تأثیر همه گیر آن می­افزاید.

زن در اشک سبلان وظایف سخت خانه­داری، درآمد، مادری را چنان به خوبی و با تحمل مشقت­های فراوان به دوش می­کشد که می­تواند به عنوان شخصیتی فعال در دور زمانی خود در جامعه مطرح شده و حتی به دنیای مبارزه نیز قدم بگذارد و چالش و فعالیت اوست که بدنه­ی مبارزه را سالیان سالیان حفظ می­نماید و مانع از فروپاشی آن می­شود و در نهایت به نتیجه و هدف اصلی نزدیکتر می­سازد. مبارزه با وجود زن چنان با ظرافت و دقت خاصی ادامه می­یابد که نویسنده انگار لحظه به لحظه آن را دنبال میکرده است که استادانه آن را ترسیم می­نماید و از لابلای جملات، واقعیت­هایی به چشم می­خورد که وجود انسانی زن در تفکر جامعه­ی زمان خویش با چنان حرکاتی منافات دارد ولی مهارت نویسنده در قلم فرسایی، این منافات را به خوبی از میان برمی­دارد و زن را نه به عنوان کالا، بلکه به عنوان عضو فعال و موثری از جامعه حتی در مبارزات سیاسی معرفی می­کند.

مسأله دیگری که باید به آن توجه اساسی داشت این است که روستا و روستایی را که فقط در سایه پایبندی به وظایف انسانی و اخلاقی به ریسک و خطر بسیار بزرگی که می­تواند خانمانش را بسوزاند و ویران کند دست می­یازد چنان معرفی می­کند که هر لحظه از زمان، خواننده آن ظرافتها و دقت­ها را متوجه می­شود در صورتی که هر خواننده­ای هر لحظه منتظر حادثه­ی ناگواری می­شود نویسنده آن حوادث را با بهره جویی از کرامت انسان روستایی، چنان مبدل به وظیفه اخلاقی یا محبت انسان می­کند که قابل تصور نیست. خانواده­ای که مدت­ها از الیاس نگهداری می­کنند و او را از مرگ حتمی نجات می­دهند با اینکه می­دانند که هر لحظه ممکن است به سبب کمک به الیاس نابود گردند ولی باز هم از وظیفه انسانی خود عدول نمی­کنند و به مهربانی تمام این خطر را به جان می­خرند تا کارشان را به اتمام برسانند و شجاعت، غیرت، خصوصاً هم نوع دوستی و انساندوستی ریشه­دار موجود در حیات مرد و زن روستایی را به خوبی به تصویر میکشد آنهم زمانیکه سایه­ی شوم فئودالیزم و استبداد محلی و مرکزی همه جا مزاحم زندگی چنان مردمانی است. مرد و زن روستایی در قسمت­هایی از زمان، چنان وظایف خطرناکی را با دقت به دوش می­کشد که هیچ مشکلی پیش نمی­آید آنهم در صورتیکه لحظه به لحظه زندگیشان آبستن حوادث بسیار بد و خونینی است.

از نظر بعد جغرافیایی نیز رمان اشک سبلان قابل تأمل است و در این تأمل هر خواننده­ای متوجه مسافرت مبارزه و حرکت آن در طی زمان­های مختلف می­شود که توسط توده مردم از جمله محلی به محله دیگر از کناره­های سبلان و روستاها به کناره­های دریا و از آنجا به شهرهای مختلف و خصوصاً پایتخت و دوباره از آنجا به شهرهای دیگر آنهم به طوریکه روز به روز بازویش قدرتمندتر و مقاوم­تر می­شود و اینکه این تغییر و تحول به هیچ وجه نمی­تواند ضعف یا شکستی بر بدنه مبارزه داشته باشد و مبارزه حتی با اندک اعضاء و اندک امکانات و کمترین شرایط مناسب کاملاً بصورت مدنی ادامه می­یابد.

شرکت و فعالیت کودکان و نوجوانان به نسبت شرایط سنی خود و به نسبت وظایف محوله در خدمت مبارزه اجتماعی و مردمی درخور توجه است و اینکه چگونه نسترن، دختر خوانده سعید و گلزار پسرک سوار بر قایق در تالاب و یا بابک و یاشار در مدرسه­ی ابتدایی­شان چه شایستگی از خود نشان می­دهد و با کمبودهای مالی و تبعیض­های ریشه­دار اجتماعی برخورد درونی و شخصیتی می­کنند برای هر خواننده­ای لذتبخش و روح نواز و ذهن گشاست. کودکان و نوجوانانی که با سن کم خود در جای جای حرکات اجتماعی و مبارزه علیه استبداد اجتماعی فعالیت می­کنند جلوه­ای از فرزندن برومند وطن و میهن را به نمایش می­گذارند که همیشه در ادوار مختلف تاریخ، حافظ مال و شرف میهن بوده­اند و در همان سیر از هستی و حیات خود مایه گذاشته­اند.

انسان­های به ظاهر ساده در مراحل مختلف زمان مبارزه چنان متفکرانه و دقیق عمل می­کنند که تحمل مشقات و ناباوری­های موجود اجتماعی برای آن مردمان زحمتکش و با شرف که به هیچ عنوان راضی نیستند از حق و حقوق مسلم خود دریغ کنند و برای آن لحظه به لحظه تن به مبارزه می­دهند به صورت یک مسیر احتیاطی، حرکت احتیاطی و آرام در می­آید و سعی می­کنند با برخورد محتاطانه با بعضی مسایل از نابودی حتمی هیکل اصلی مبارزه ممانعت می­کنند و سعی می­کنند به هر طریقی و مخصوصاً با تحمل مشکلات بسیار روزمره اقتصادی و شغلی که حتی دامنگیر تغذیه­ی خود و فرزندانشان می­شود از اهداف حقیقی و واقعی مبارزه عدول نکنند و دقیقاً در راستای سیاست حاکم بر مبارزه در مقابل استبداد دولتی و محلی به نفع توده مردم و دهقانان زحمتکش حرکت کنند و این است روح والای انسان­های شرافتمند و با غیرت که از خود می­گذرند تا دیگران را نجات دهند.

بخش کوتاهی از  «  اشک سبلان»

آسلان و آرزو احساس خاصی داشتند. کار و تلاش یکنواخت و نفس­گیر، چشم دوختن به آسمان به امید باران، دل بستن به زایمان یک گاو و یا محصولی که میزان آن با میزان بارش باران تعیین می­شود، انسان­هایی را پرورانده بود که نجیب، زحمتکش، رئوف و مهمان نواز بودند، ولی در سطح پایین زندگی می­کردند. آرزوهای بزرگی که آنها را وادار به ریسک کند، وجود نداشت؛ بزرگترین آرزوی آسلان و مستوره، فراهم آوردن ازدواج پسرشان و داشتن نوه­های قد و نیم قدی بود که بتواند کمبود اولادشان را جبران کنند. آرزوهای دیگرشان که در دعاهای روزانه­شان بازگو میشد، درخواست روزی و صحت بدن از خداوند بود. اما مهمانان ناخوانده­شان، از قماش دیگری بودند. در فرهنگ آسلان مهمانانشان، دیوانه­ها ولی دوست داشتنی و اشک برانگیز بودند! نه تنها به صحت بدن نمی­اندیشیدند بلکه آن را به خطر هم می­انداختند. نه تنها از حادثه جلوگیری نمی­کردند، که حادثه نیز می­آفریدند ضربه می­خوردند و درد می­کشیدند ولی از آمال و آرزو خالی نمی­شدند الیاس برای آسلان معما شده بود کارهای الیاس و ریسک­های پی درپی او با عقلش جور در نمی­آمد ولی او را می­ستود حضور پر خطر میهمانانشان را که کاملاً معلوم بود اصلاً به حساب نمی­آورد بلکه حس ناشناخته را که در پس رنج و کارش پنهان بود آرام آرام بروز می­داد و لذت می­برد.

صحنه اعدام بایرام:

بایرام از اعضای دادگاه که حکم اعدامش را میدادند خواست که بگذارند لباس افسری­اش را بپوشد و فرمان آتش را خود صادر کند و بایرام آخرین نگاهش را روی تماشاگران انداخت و به دور دستها چشم دوخت و باز به نگار خیره شد و برایش لبخند زد و آرام و با وقار فرنچ افسری­اش را در اطراف کمر صاف کرد و نگاهش را به روی جوخه آتش که روبرویش بودند کشاند و با صدایی که به رعد توفنده می­مانست غرید... آتش. مردی چنان فرمان آتشی را برای خود صادر کرد که صدای رعد آسایش گلوله­ها را در بدنش خورد کرد و شکست و روحش به آسمان پرید.

... دشت از مویه­ی زنان و فریاد خشماگین مردان بر لرزه درآمده بود. جسدهایی که آورده شده بودند، سر نداشتند. دست و پاهایشان را بریده و در شکم­های دریده­شان فرو برده بودند. سرها جدا از بدن، در کنار اجساد رها شده بودند. اینان قربانیان دادگاهی بودند که پس از ورود ارتش شاهنشاهی به شهر، آنها را محاکمه و محکوم به اعدام کرده بودند.

.... شانای صورت حساب ناهار را برای همکارانش خواند و توضیح داد که پول ناهارشان کمتر از پول نان و پنیر و یا نان و هنداونه­ای شد که هر روز جداگانه تهیه می­کردند و گفت تصدیق می­کنم که سفره ما رنگین نبود، اما برکت داشت. همه برای آن زحمت کشیده بودیم کسی حق کسی را نخورد. کسی بدون کار کردن سر سفره ننشست و کسی هم گرسنه نماند.

...

نهایت ارتباط صمیمانه، به دور از تعارف، دقیق و بسیار انسانی که ما بین مبارزان وجود دارد سرشار از شرف، یکرنگی و وفاداری به اهدافشان است و اینکه در اشک سبلان به کرات از بزرگان و اسطوره­های دیار آذربایجان نام برده می­شود و از جوانمردی، قلندری، وطن دوستی و شیر مردی آنان در حفظ آبرو و حیثیت وطن و توده مردم صحبت می­شود و نام دَده قورقود، بابک، کوراوغلو، قاچاق نبی، ستارخان، باقرخان، و.... بر زبان­ها جاری میشود ستودنی است و جلوه­ی خاص و ویژه­ای به موجودیت رمان و آمیختگی آن با تاریخ بزرگ آذربایجان می­دهد. هر چند شاید کسانی باشند که عیب و ایراداتی برای رمان داشته باشند ولی حسب قانون روان شناسی حیات و تعلیم و تربیت، حقیر، دیدگاه کاملاً مثبتی بر کل رمان داشتم و نقطه مثبتی را گرفته و در تقویتش گام برداشتم. یادباد بزرگان و جوانمردان وطن و عشق بر یاد و خاطرشان.

                                                          دکتراکبر رضایی مولان  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز صبوری

ساسنامه تشکیلات و سازمان دهیاری

 

هیأت وزیران در جلسه مورخ 1380/11/21 بنا به پیشنهاد شماره 1/8/3738 مورخ 1379/8/1 وزارت کشور و به استناد تبصره (2) ماده واحده قانون تاسیس دهیاریهای خودکفا در روستاهای کشور – مصوب 1377 – اساسنامه ، تشکیلات و سازمان دهیاریها را به شرح ذیل تصویب نمود:

 کلیات

 ماده 1: محدوده خدماتی هر دهیاری بنا به پیشنهاد مشترک دهیار و شورای اسلامی روستا – که در این اساسنامه شورا نامیده می شود – و موافقت شورای اسلامی بخش یا جانشین قانونی آن ها تعیین می شود و پس از کسب نظر از دستگاه های ذی ربط و تایید استاندار قابل اجرا است .

 تبصره : در صورتی که محدوده قانونی روستا قبلاً به وسیله دستگاه های ذی ربط تعیین شده باشد تا تعیین محدوده جدید ، محدوده قبلی قابل استناد است.

 ماده 2: دهیاری نهاد عمومی غیر دولتی محسوب می شود.دارای شخصیت حقوقی مستقل است و به صورت خودکفا اداره می شود.

 ماده 3: هر دهیاری دارای درجه ای خواهد بود که با توجه به حجم کار ، درآمد، جمعیت و وسعت روستا تعیین و پس از کسب نظر از وزارت جهاد کشاورزی از طریق وزارت کشور ابلاغ می شود.

 ماده 4: کلیه مکاتبات دهیاری فقط با امضای شخص دهیار معتبر است.

 ماده 5: دهیار طبق بند (م) ماده (68) قانون تشکیلات ، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران – مصوب 1375 – ( که در این اساسنامه ، قانون شوراها نامیده می شود) برای مدت چهارسال توسط شورا انتخاب و برای صدور حکم به بخشدار معرفی می شود و انتخاب مجدد وی بلا مانع است.

 تبصره 1: یک نسخه از حکم دهیار توسط بخشداری به واحد مربوط در استانداری ارسال می شود.

 تبصره 2: واحدهای ذی ربط در استانداریها مکلفند فهرست اسامی کلیه دهیاران و خلاصه وضعیت آنها را تنظیم و به اداره ذی ربط در وزارت کشور ارسال نمایند. همچنین هرگونه تغییر و اصلاحی باید به اداره یاد شده اعلام شود.

 ماده 6:  خدمت دهیار در موارد زیر به پایان می رسد :

 1ـ حجر دهیار

 2ـ  از دست دادن هر یک از شرایط احراز سمت دهیار به تشخیص شورا

 3ـ قبول استفای دهیار توسط شورا

 تبصره : در صورت عدم قبول استعفا از طرف شورا ، دهیار می تواند بعد از پانزده روز از تاریخ اعلام ، استعفای خود را به دفتر بخشداری ارسال کند و شورا موظف است حداکثر قبل از اتمام مدت ، دهیار جدید را انتخاب و جهت صدور حکم به بخشدار معرفی نماید.

 4ـ عزل دهیار با اکثریت آرای اعضای شورا با رعایت آیین نامه ها و مقررات مربوط .

 5ـ عدم حضور در محل خدمت بیشتر از پانزده روز بدون کسب مجوز از رئیس شورا یا نداشتن عذر موجه به تشخیص شورا.

 ماده 7: کارکنان دولت، سازمان ها و موسسات وابسته به دولت ، موسسات عمومی غیر دولتی و دولتی و سازمان های وابسته به آنها می توانند به عنوان مأمور به خدمت در سمت دهیار انجام وظیفه نمایند و پس از خاتمه دوره خدمت با رعایت مقررات استخدامی مربوط به سازمان محل خدمت اولیه خود بازگردند و مدت ماموریت آن ها جزء سوابق خدمتی مرتبط آنان محسوب می شود، چنانچه دهیار از بین مستخدمان وزارتخانه ها یا موسسات یاد شده انتخاب نشده باشد پس از برکناری یا خاتمه دوره قانونی یا استعفای او ، دهیاری ، وزارت کشور و سایر مراجع ذی ربط در قبال او هیچ گونه تعهد استخدامی نخواهند داشت.

 تبصره 1: هرگاه یکی از کارمندان وزارتخانه ها و موسسات دولتی موضوع این ماده برای تصدی دهیاری انتخاب شود و خود او راضی باشد، اداره متبوع کارمند مکلف است با ماموریت او موافقت کند.

 تبصره 2: دهیار می تواند همزمان با تصدی مسئولیت دهیاری به فعالیت آموزشی خود نیز ادامه دهد.

 ماده 8: در فاصله بین برکناری دهیار یا استعفا یا خاتمه خدمت او ، تا انتخاب دهیار جدید که نباید بیش از سه ماه به طول انجامد، یکی از کارکنان دهیاری به انتخاب شورا به عنوان سرپرست دهیاری انجام وظیفه می نماید.

 ماده 9: دهیار در زمان تصدی خود ، نمی تواند رئیس یا عضو هیات مدیره یا مدیرعامل شرکت ها و مؤسساتی باشد که تمام یا قسمتی از حوایج عمومی حوزه دهیاری را تامین می نماید . همچنین دهیار حق ندارد در معاملات و قراردادهایی که یک طرف آن دهیاری است به طور مستقیم ذی سهم یا ذی نفع باشد.

 

وظایف

 ماده 10: وظایف تفضیلی دهیار و دهیاری جهت اداره و حفظ توسعه پایدار روستا بر اساس قانون شوراها و با رعایت قوانین و مقررات مربوط به شرح زیر است:

 1ـ بهبود وضع زیست محیطی روستا

 2ـ کمک به شورا در خصوص بررسی و شناخت کمبودها ، نیازها و و نارسایی های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و امور رفاهی روستا و تهیه طرح ها و پیشنهادهای اصلاحی و عملی در زمینه های یاد شده و ارائه آن به مسئولان ذی ربط جهت اطلاع و برنامه ریزی و اقدام لازم

 3ـ تشویق و ترغیب روستاییان به انجام اقدامات لازم در جهت رعایت سیاست های دولت

 4ـ مشارکت و همکاری با شورا در جهت پی گیری اجرای طرح های عمرانی اختصاص یافته به روستا

 5ـ همکاری موثر با سازمان ثبت احوال در جهت ثبت موالید و متوفیات و تهیه آمار مربوط

 6ـ تامین اراضی مورد نیاز مرتبط با اهداف و وظایف دهیاری پس از اخذ مجوز قانونی

 7ـ همکاری موثر با مسئولان ذی ربط در جهت حفظ و نگهداری منابع طبیعی واقع در محدوده قانونی و حریم روستا

 8ـ تشویق و ترغیب روستاییان به توسعه صنایع دستی و اهتمام به ترویج، توسعه و بازاریابی محصولات کشاورزی و دامی روستا

 9ـ اجرای مصوبات شورا

 10ـ همکاری با نیروی انتظامی و ارسال گزارش پیرامون وقوع جرایم و اجرای مقررات خدمت وظیفه عمومی ، حفظ نظم عمومی و سعی در حل اختلافات محلی

 11ـ اعلام فرامین و قوانین دولتی مربوط و پیگیری حسن اجرای آن ها

 12ـ مراقبت ، حفظ و نگهداری اموال و تاسیسات عمومی در اختیار دهیاری

 13ـ همکاری با سازمان ها و نهاد های دولتی و ایجاد تسهیلات لازم برای ایفای وظایف آن ها

 14ـ مراقبت بر اجرای مقررات بهداشتی و حفظ نظافت و ایجاد زمینه مناسب برای تامین بهداشت محیط

 15ـ ارسال گزارش های درخواست شده به شورا در موعد مقرر توسط دهیار

 16ـ حضور دهیار درزمان و مکان مقرر و پاسخگویی به سوالات در صورت تقاضای شورا

 17ـ ارسال گزارش ماهانه فعالیت های دهیاری برای شورا و رونوشت آن به بخشداری

 18ـ تهیه تعرفه عوارض با همکاری شورا و ارائه آن به شورای اسلامی بخش به منظور تصویب و طی سایر مراحل قانونی

 19ـ وصول عوارض مصوب مراجع قانونی و مصرف آن در موارد معین

 20ـ مراقبت بر وضعیت بهداشتی گرمابه ها، نانوایی ها ، قصابی ها، قهوه خانه ها و فروشگاه های مواد غذایی و بهداشتی بر اساس ضوابط و مقررات مربوط و معرفی اماکن غیر بهداشتی به مسئولان ذی ربط

 21ـ برآورد، تنظیم و ارائه بودجه سالانه دهیاری و متمم و اصلاح آن به شورا جهت تصویب

 22ـ اهدا و قبول اعانات و هدایا به نام روستا با تصویب شورا

 23ـ فراهم نمودن زمینه ایجاد خیابان ها ، کوچه ها ، میدان ها ، پارک ها ، فضاهای سبز ، ورزشی و آموزشی مراکز تفریحی عمومی و مجاری آب و توسعه معابر و اجرای آن ها از طریق دهیاری و همکاری در زمینه طرح بهسازی روستا

 24ـ تنظیف ، نگهداری و تسطیح معابر و انهار عمومی و مجاری آب ها و فاضلاب و لایروبی قنوات مربوط به روستا و تامین آب و روشنایی در حد امکان

 25 ـ کمک در احداث تاسیسات تولید و توزیع آب ، برق ومخابرات و تعیین نرخ آن در روستا تا زمان اقدام مراجع ذی ربط (وزارتخانه های جهاد کشاورزی ، نیرو ، پست و تلگراف و تلفن و شرکت آب و فاضلاب روستایی)

 26ـ مراقبت بر بهداشت ساکنان روستا و تشریک مساعی با وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی برای واکسیناسیون در جهت پیش گیری از بیماریهای واگیر

 27ـ جلوگیری از تکدی گری و واداشتن متکدیان به کار

 28ـ انجام معاملات دهیاری اعم از خرید وفروش اموال منقول و غیرمنقول ، مقاطعه ، اجاره و استجاره

 29ـ ایجاد و سازماندهی غسالخانه و گورستان و تهیه وسایل حمل اموات و مراقبت در انتظام امور آن ها

 30ـ اتخاذ تدابیر لازم برای حفظ روستا از خطر سیل و حریق و رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و خطرناک واقع در معابر و اماکن عمومی و تسطیح چاه ها و چاله های واقع در معابر بر اساس مصوبات شورا

 31ـ همکاری در جلوگیری از شیوع بیماریهای انسانی و حیوانی واگیر و مشترک انسان و دام ، اعلام مشاهده این گونه بیماریها به مراکز بهداشتی درمانی و دامپزشکی محل یا سایر مراکز ذی ربط ، اهتمام به دور نگهداشتن بیماران مبتلا ، معالجه و دفع حیوانات مبتلا به امراض واگیر ، بلاصاحب یا مضر

 32ـ تشریک مساعی با سازمان میراث فرهنگی درحفظ بناها و آثار باستانی روستا و همکاری با مسئولان ذی ربط برای اداره ، احداث ، نگهداری و بهره برداری از تاسیسات عمومی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ورزشی و رفاهی مورد نیاز روستا در حد امکانات

 33ـ صدور پروانه برای ساختمان هایی که در محدوده قانونی روستا ساخته می شوند با رعایت مقررات مندرج در آیین نامه مربوط به استفاده ازاراضی احداث بنا و تاسیسات در خارج از محدوده قانونی و حریم شهرها موضوع تصویب نامه شماره 4940 مورخ 1355/2/22 و سایر مقررات

 34ـ همکاری با شورای بخش و بخشداری به منظور بررسی و صدور پروانه های کسب

 35ـ  معرفی خانواده های بی سرپرست و بی بضاعت به سازمان بهزیستی کشور و کمیته امداد امام خمینی و مساعدت به آن ها در حد امکانات

 36ـ  همکاری در نگهداری و تسطیح راه های واقع در حریم اراضی روستا از طریق خودیاری اهالی روستا و دستگاه های ذی ربط

 37ـ مساعدت و همکاری با کشاورزان در جهت معرفی محصولات کشاورزی و تولیدات صنعتی و صنایع دستی روستا در مراکز شهری و نمایشگاه های ذی ربط

 38ـ پیگیری و مساعدت در جهت ایجاد موسسات خیریه و صندوق های قرض الحسنه و موسسات فرهنگی

 39ـ  همکاری با واحدهای امدادرسانی در هنگام وقوع حوادث و سوانح غیرمترقبه و بلایای طبیعی

 40ـ گزارش پیشرفت یا عدم پیشرفت فیزیکی طرح ها به شورا و بخشدار و پیشنهاد راه کارهای مناسب برای تسریع در اجرای آن ها در جهت اجرای بند (هـ) ماده (68) قانون شوراها

 41ـ همکاری با دستگاههای ذی ربط در جهت تهیه و اجرای طرح هادی روستا و تهیه پیشنهادهای لازم و تعیین کاربری اراضی واقع در روستا به منظور گنجاندن آن ها در طرح هادی و اجرای ضوابط مصوب مربوط با موافقت شورا

 42ـ مراقبت و اهتمام کامل در نصب برگه قیمت بر روی اجناس و اجرای تصمیمات شورای اسلامی بخش و روستا نسبت به ارزانی و فراخوانی خواروبار و مواد مورد احتیاج عمومی و جلوگیری از فروش اجناس فاسد شده و معدوم نمودن آن ها با هماهنگی مراجع قانونی ذی ربط

 43ـ همکاری با مراجع ذی ربط در جهت تسهیل دسترسی مردم روستا به آرد و نان مرغوب

 44ـ پی گیری و ایجاد زمینه نظارت بر امور بهداشتی روستا از قبیل کشتار بهداشتی دام و عرضه گوشت

 45ـ اجرای مقررات دهیاری که جنبه عمومی دارد و به تصویب شورا و تاییدشورای اسلامی بخش رسیده ، پس از اعلام برای کلیه ساکنان روستا لازم الرعایه است

 46ـ پیشنهاد نامگذاری معابر و اماکن و تاسیسات روستا به شورا جهت بررسی و ارایه آن ها به شورای اسلامی بخش جهت سیر مراحل لازم

 47ـ  شناسایی زمینه های اشتغال و مساعدت در جهت تامین کار برای افراد جویای کاربا همکاری دستگاه های ذی ربط

بودجه و امور مالی

 

ماده 11: اهالی روستا به منظور تاسیس دهیاری مبلغی را به عنوان خودیاری تاسیس دهیاری به حساب بانکی دهیاری که در یکی از نزدیک ترین شعب بانک های کشور به نام دهیاری افتتاح می شود واریز و برگه پرداخت را همراه با درخواست اهالی و شورا به وزارت کشور ارائه می نمایند.

تبصره 1: میزان سرانه نقدی خودیاری و کمک های غیر نقدی اهالی براساس دستورالعملی تعییم می شود که وزارت کشور تهیه و ابلاغ خواهد نمود.

تبصره 2: سرمایه غیر نقدی که از طریق اهالی تامین خواهد شد عبارت است از اموال منقول و غیر منقول اعم از ماشین آلات ، زمین ، ساختمان و تاسیسات که مورد استفاده دهیاری قرار می گیرد.

 تبصره 3: کل سرمایه نقدی و غیر نقدی موضوع این ماده متعلق به دهیاری روستای محل است.

تبصره 4: انتقال و واگذاری اموال و املاک دهیاری تابع آیین نامه مالی و معاملاتی دهیاری موضوع تبصره (1) ماده واحده قانون تاسیس دهیاریهای خودکفا در روستاهای کشور- مصوب 1377- است.

 ماده 12: سال مالی دهیاری از اول فروردین ماه هر سال تا آخر اسفندماه همان سال خواهد بود به استثنای اولین سال که آغاز آن تاریخ تاسیس دهیاری و پایان آن اسفندماه همان سال است.

ماده 13: منابع درآمد دهیاری عبارتند از: عوارض مقرر در آیین نامه اجرایی نحوه وضع و وصول عوارض توسط شوراهای اسلامی شهر، بخش و شهرک موضوع قانون تشکیلات ، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران ، مصوب 1375 موضوع تصویب نامه شماره 32459 / ت 521823 – مورخ 1378/8/10 . عوارض صدور پروانه ساختمان با رعایت آیین نامه مندرج در بند (1) این ماده و سایر قوانین و مقررات مربوط . دریافت وام از بانک ها و موسسات اعتباری با تصویب شورا و تایید شورای اسلامی بخش.

درآمد حاصل از کمک های دولتی و خودیاری بخش خصوصی ،

اعانات و هدایا در چهارچوب دستورالعمل های مربوط.

وصول بهای خدماتی که دهیاری ارائه می دهد با تصویب شورا و تایید بخشدار و رعایت دستورالعمل های مربوط.

کمک های دولت برای اجرای طرح های خدماتی و عمرانی در قالب بودجه سالانه کل کشور.

درآمدهای ناشی از عوارض اختصاص یافته از سوی مراجع وضع عوارض به منظور ایجاد تاسیسات عمومی و دولتی در محدوده قانونی روستا و حریم آن.

ماده 14: کلیه عوارض و درآمدهای دهیاری منحصراً به مصرف همان روستا می رسد.

ماده 15: حقوق ماهانه دهیار از محل بودجه شورا مندرج در ماده (47) آیین نامه اجرایی تشکیلات ، انتخابات داخلی و امور مالی شوراهای اسلامی روستا و نحوه انتخاب دهیار موضوع تصویب نامه شماره 1760/ت 21068 ه – مورخ 1378/1/24 و به استناد ماده (94) قانون شوراها و با توجه به درجه دهیاری و دستورالعمل مربوط که از طریق وزارت کشور ابلاغ خواهد شد تعیین می شود.

ماده 16: صدور احکام حقوقی و ماموریت و مرخصی دهیار با موافقت شورا از طریق بخشدار صورت می گیرد.

ماده 17: هرگونه برداشت از وجوه و اعتبارات دهیاری در قالب بودجه مصوب سالانه و طرح های مصوب شورا با رعایت مقررات مربوط انجام می شود.

 ماده 18: اسناد و اوراق تعهدآور و حساب های بانکی به امضای مشترک دهیار و مسئول مالی دهیاری که ذی حساب دهیار است انجام می شود.

ماده 19: دهیار مکلف است تا پایان دی ماه هر سال بودجه سال بعد دهیاری را به شورا ارائه نماید و شورا موظف است حداکثر تا نیمه اسفندماه همان سال به بودجه پیشنهادی رسیدگی و در مورد آن اظهارنظر نماید و قبل از پایان اسفنذماه بودجه مصوب را جهت اجرا به دهیاری ابلاغ نماید.

تبصره 1: دهیار می تواند در صورت نیاز در طول سال مالی و قبل از انقضای آن نسبت به ارایه متمم یا اصلاح بودجه پیشنهادی دهیاری برای اظهارنظر و تصویب نهایی به شورا اقدام نماید.

 تبصره 2: دهیار مکلف است حداکثر تا نیمه خردادماه سال بعد تفریغ بودجه و صورت های مالی دهیاری را حسب اظهارنظر به شورا ارائه و شورا موظف است حداکثر تا پایان تیرماه نسبت به صورت های مالی و تفریغ بودجه شورا اعلام نظر و تصمیم مقتضی اتخاذ و مراتب را جهت اقدام لازم قانونی به دهیار ابلاغ نماید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهروز صبوری